*Tali* خیره مانده بود. انگشتش هنوز روی آخرین حرف بود؛ حرف «عین». ی-ش-و-ع. *YESHUA*. زمزمه کرد: «واقعاً آنجاست.»
پدربزرگ سرش را به نشانه تأیید تکان داد. «*Tali*، این کلمه سه هزار سال است که آنجا بوده. تو فقط اولین کسی هستی که آن را به زبان خودت پیدا کردهای.»
حروف زیر کلمه «مذبح» با نوری آرام میتپید؛ گویی قلبی بود که از زمان کودکی *Moses* در زیر این صفحه در حال تپیدن بوده است.